تلخ و شیرین
دل نوشته
جستجوی این وبلاگ
۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه
۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه
از پس پنجرهها
دانه های برف پر پر میزنند
همه جا را نفس سرد زمستان ،
به سکوت وا داشته
قلب من اما.. گرمتر از همیشه
قلب من اما.. رسوا تر از همیشه
میطپد...
مثل قلب یک پرستوی مهاجر
سکوت سرد و مبهم را میشکند
بودن را مینوازد
خواستن را .....
آری
قلب من نغمه زنان در پی تو میگردد
و تو را خواهد یافت
در مسیر فصلهای سرد و سخت سرنوشت
راه قلبت را
خواهد جست
راه قلبت هر چه ناهموارتر
عزم این مرغک تنها راسخ تر
مطمئن باش
که با تو
به عروسی بهار خواهم رفت
"نازنین آریا"
۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه
چیزی از فصل خزان باقی نمانده .. طوفان ناملایمات و غم ها نهال قلبم را عریان کرده ... فردا آسمان برفیست ... پالتویی از برف انتظار به تن خواهم کرد و با "امید" چشمهایم را به روی بدیها خواهم بست تا رسیدن بهار ... آنگاه با شکوفه های عشق گیسوانم را آذین می بندم و در تابستان آغوشت میوه های شیرین محبت به تو تقدیم میکنم
....... "نازنین"
....... "نازنین"
اشتراک در:
پستها (Atom)





