جستجوی این وبلاگ
۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه
به اشک دیدگانم جان بگیرد
نمیدانم که هستی، با که هستی
...فقط دانم که گر یک شب نیایی
چو شمع محفل دلدادگانم
تنم در آتش حسرت بسوزد
چنان در خود بتابد ، اشک ریزد
سحر گاهان در این مرداب
بسان قوی زیبا یکه و تنها بمیرد ...................................................."نازنین"
نمیدانم که هستی، با که هستی
...فقط دانم که گر یک شب نیایی
چو شمع محفل دلدادگانم
تنم در آتش حسرت بسوزد
چنان در خود بتابد ، اشک ریزد
سحر گاهان در این مرداب
بسان قوی زیبا یکه و تنها بمیرد ........................................
قلب تنها عضو بی استخوانی است که میشکند و نمیشه هم شکستگیش رو ترمیم کرد "نازنین"
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
(`*•.¸(`*•.¸☆¸.•*´)¸.•*´ )
☆ «´ •* * LOVE * *•´`»☆
(¸.•*´(¸.•*´☆`*•.¸)`*•.¸)
۱۳۸۹ مهر ۲۳, جمعه
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد *** شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
بر آستان جانان گر سر توان نهادن *** گلبانگ سر بلندی بر آسمان توان زد
در پاسخ به این دو بیتی
بر آستان جانان گر سر توان نهادن *** گلبانگ سر بلندی بر آسمان توان زد
در پاسخ به این دو بیتی
نه شعر میتوان خواند ...
نه ساز میتوان زد ...
کو آستان جانان ...
کو آستان جانان ...
اینجا از آن من نیست ...
دم هم نمیتوان زد
"نازنین "
آسمان تاریک دلم با روبان های پر از ستاره آذین شده ...کهکشانهای زیبای که مثل سنگ دلربا ستارهایش دائم چشمک میزنند و دلبری میکنند... و من این شبهای تاریک را به شبهای مهتابی ترجیح میدهم ... زیرا ماه من فقط خودنمای میکند و پلنگ احساسم را وادار به خودکشی ...در صورتی که دیدن اینهمه ستاره زیبا، آرامشی وصف ناپذیر بی هیچ منت به... قلب بیمارم هدیه میکند "ستارهای قلبم " دوستتون دارم ... تقدیم به همه دوستان عزیزم "نازنین"
۱۳۸۹ مهر ۱۳, سهشنبه
کنج زندون دلم مرغکی پر بسته اسیره
میتونه از کنج قفس به آسمونا پر بگیره
چشماشو دوخته به دست رهگذر ها
که براش از رو ترحم یه کمی دونه بپاشن
...
من میگم پرنده پا شو ...
بیا بنشین لب ایوون حقیقت
ره گذر هر چی باشه،
ره گذره ...
میزاره میره
غم و غصه رو رها کن
شاید از باغ بهشت
یه همنفس بیاد و با اومدنش
گلهای پژمرده توی باغچه ی عشق
...........................
"نازنین"
خیلی سخته وقتی سر دو راهی عقل و عشق قرار میگیری ... وقتی که بهت دروغ میگه و به شعورت توهین میکنه .. و تو با سخاوت عشق چشمهات رو میبندی و به قلبت گوش میدی میدونی که حماقته اما این حماقت رو دوست داری میدونی که اشتباهه اما این اشتباه با همه رنجش لذت بخشه... "میدونم که دروغی اما باورت میکنم ".... "نازنین "
وقتی نیوتون جاذبه زمین رو کشف کرد ،چشمای تو رو ندیده بود تا در تاریخ به ثبت برسونه که جاذبه نگاهت مغناطیسش هزاران برابر از جاذبه ی زمین قوی تره
ادیسون کو تا اعتراف کنه که برق نگاه تو میتونه جای رو روشن کنه که همیشه در تاریکی مطلق بود و اونجا جای نیست جز قلب آواره من
برادران رایت کجان تا ببینن که من بدون بال به عشق تو آسمونها همیشه در اوج پروازم "نازنین آریا "
ادیسون کو تا اعتراف کنه که برق نگاه تو میتونه جای رو روشن کنه که همیشه در تاریکی مطلق بود و اونجا جای نیست جز قلب آواره من
برادران رایت کجان تا ببینن که من بدون بال به عشق تو آسمونها همیشه در اوج پروازم "نازنین آریا "
کاش
کاش میشد در کلبه ی تنهایی خویش جشنی از بی خبری بر پا کرد ..کاش میشد هرکه با قلب بی ریا و بی رنگ و فریب پا به درگاه این کلبه نهند ... کاش میشد جام بلورین دیدگان لبریز اشک شوند , اما ...نه اشک غم... اشک باور یکدیگر ... اشک شوق ..کاش میشد در چشمه ی زلال حقیقت آبتنی کرد... کاش میشد آنقدر خوب، که بدها را عاصی کرد ... کاش میشد با یک شاخه گل سرخ غم را دور زد و تا همیشه با نسیم صبح همبازی شد "نازنین"
★•● ℒℴve●•★
عشق های امروزی مثل گلهای نیلوفر زیبا اما ....
گل نیلوفر با نوازش دست نسیم سحر بیدار میشه و با برق اولین نگاه خورشید لبخند میزنه اما تحمل گرمای عشق خورشید رو نداره ...صورت زیباش رو در هم میکشه و برای همیشه سر در گریبان فرو میبره...
عشق های امروزی مثل گلهای نیلوفر زیبا اما ....
گل نیلوفر با نوازش دست نسیم سحر بیدار میشه و با برق اولین نگاه خورشید لبخند میزنه اما تحمل گرمای عشق خورشید رو نداره ...صورت زیباش رو در هم میکشه و برای همیشه سر در گریبان فرو میبره...
★•● ℒℴve●•★
کاش برای عشق مثل گل یخ باشیم که سر از برف مصیبت بیرون میاره، تا خورشید عشق رو نفس بکشه .... "نازنین "
★•● ℒℴve●•★
افسانه ی دیدار
بخت اگر رخصت دهد شهنامه از بر ميکنم
مينهم سر بر قدمهاي عزيز کوي دوست
کلبه دل را به عطر او معطر ميکنم
پر بگيرم از وجودش تا به عرش کبريا
تا ببيند از برايش با دل ديوانه محشر ميکنماشک شوق از ديده افشانم چو سيل
قبله ي رويش به آب ديده ام تر ميکنم
پر کنم از خون دل ساغر به ساغر جام مي
با خيال او سراي دل منور ميکنم
واله و مست و خرابم نازنين بهر رفيق
ديدنش روياست من افسانه باور ميکنم
"نازنين آريا "
"نازنين آريا "
قانون عشق
دنيا به جز رنگ و ريا نداره عشق شيرينه ...
اما کسي ،
دل با وفا نداره
اگه کسي از راه اومد،
گفت که اسير نگاته...
بشنو ولي باور نکن.
خسته ميشه..
ميره يه روز ..
قانونشه...
چون ..چرا؟ نداره ..
خسته شدم
از دو دلي
راست ميگه يا دروغ ميگه ؟
امروز ميره
فردا مياد
اما بقا نداره
شاکي نباش
ناز گلکم
صداقت و پاک دلي تو قصه هاست
ساده بگم
ما و شما نداره
"نازنين آريا "
۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه
پاییز
غروب پاییز
قلبم از بار فراغ آکنده
چشمهایم خیره گشته به افق در مسیرنا گزیر سرنوشت
گم شدم خواسته یا نا خواسته که از آن نیست
مرا هیچ راه گریز
هر چه غم در دنیا هستگشته همسایه
سینه ام زغصه ها شد سر ریز دیده ام ز اشک حسرت لبریز
غصه بی پایان است
بگذریم ... گلایه نیست
دیدن فصل خزان
با همه تلخیهاش
از نگاه این تن آوارهمثل سر چشمه زلال
چون نسیم سحریست ... روح انگیز
اشتراک در:
پستها (Atom)

































