جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه

چیزی از فصل خزان باقی نمانده  .. طوفان ناملایمات و غم ها  نهال قلبم را عریان کرده ... فردا آسمان برفیست ... پالتویی از برف انتظار  به تن خواهم کرد و با "امید" چشمهایم را به روی بدیها خواهم بست تا  رسیدن   بهار ... آنگاه  با شکوفه های  عشق گیسوانم را آذین می بندم   و  در تابستان آغوشت  میوه های شیرین محبت به تو تقدیم میکنم 
....... "نازنین"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر