از پس پنجرهها
دانه های برف پر پر میزنند
همه جا را نفس سرد زمستان ،
به سکوت وا داشته
قلب من اما.. گرمتر از همیشه
قلب من اما.. رسوا تر از همیشه
میطپد...
مثل قلب یک پرستوی مهاجر
سکوت سرد و مبهم را میشکند
بودن را مینوازد
خواستن را .....
آری
قلب من نغمه زنان در پی تو میگردد
و تو را خواهد یافت
در مسیر فصلهای سرد و سخت سرنوشت
راه قلبت را
خواهد جست
راه قلبت هر چه ناهموارتر
عزم این مرغک تنها راسخ تر
مطمئن باش
که با تو
به عروسی بهار خواهم رفت
"نازنین آریا"















































